سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

430

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : بر محلّل له واجبست كه بر آنچه لفظ تحليل شاملش مىشود و نيز آنچه را كه قرينه حاليّه بدخولش شهادت ميدهد اكتفاء نمايد . شارح ( ره ) مىفرماين : بنابراين اگر مولى صرفا بعضى از مقدّمات وطى همچون بوسيدن يا نظر كردن را تحليل نمود بر محلّل له ديگرى يا وطى نمودن جايز نيست چنانچه گر برخى از مقدمات مواقعه را در عضو مخصوص فقط تحليل كرد حلّيت استمتاع به آن صرفا اختصاص به همان عضو دارد و حق ندارد به آن از عضو ديگر بهره ببرد مثلا اگر صرفا نظر نمودن به صورتش را تحليل كرد حق ندارد به بدن وى نظر افكند . و اگر وطى و همبستر شدن را برايش مباح نمود بقرينه حاليه مىتواند استناد كرده و مقدمات وطى را نيز مرتكب شود چه آنكه وقتى مولا به مواقعه با كنيز راضى باشد قطعا بمقدمات آن از قبيل نظر انداختن و تقبيل را نيز راضى مىباشد . دليل ديگر بر دخول مقدمات وطى اينست كه اساسا وطى از مقدمات ياد شده و امثال آن غالبا منفك و جدا نيست بلكه وطى بدون مقدمات ارزش و موقعيتى ندارد . دليل ديگر آنكه تحليل امر اقوى بطريق اولى دلالت بر تحليل امر اضعف دارد بخلاف متساويين كه وقتى مولى مثلا نظر را تحليل كرد امر مساوى با آن داخل در تحليل نمىباشد چنانچه وقتى امر ضعيفى را تحليل نمود امر اقوى از آن داخل نمىباشد .